پیش از پرداختن به دیدگاهی که به عناوین گوناگون از آن یاد میشود و من ترجیح میدهم از عنوان «خرد جاوید» برای آن استفاده کنم، بد نیست که با ذکر ویژگیهای اصلی فلسفه یا حکمت در دنیای قدیم و فلسفة مدرن، تفاوتهای این دو جهانبینی را به اجمال بیان کنم* :
در یک نگاه کلی، ویژگیهای فلسفه در دوران قدیم (جهان یونانی، یهودی، مسیحی، اسلامیو حتی جهان شرقی: سنت هندو، سنت بودایی، سنت دائویی در چین و...) عبارتند از:
1- خدامحوری: در دورۀ قدیم الوهیت سرآغاز همه چیز است، همه چیز از جمله انسان در ارتباط با خداوند تبیین میشود و تمام جنبههای حیات از خلال انوار الهی نگریسته میشود.
2- خلقت به مثابه تجلی خداوند: همه چیز از جمله طبیعت، آیه و نشانه خداوند است. در چنین دیدگاهی طبیعت فقط جنبۀ محسوس ندارد بلکه جنبه ای الهی دارد و به عوالم بالاتر از خود اشاره میکند.
3- نظام سلسله مراتبی واقعیت: نظام هستی دارای سلسله مراتب طولی است که میان این مراتب، رابطۀ علت و معلولی برقرار است. در این دیدگاه، انسان به عنوان عالم صغیر متناظر با جهان به مثابه عالم کبیر است، و ، در انسان هم مراتبی متناظر با مراتب هستی وجود دارد.
4- نظام سلسله مراتبی شناخت: پایین ترین مرتبه شناخت متعلق به حس است. عقل نیز منحصر به عقل استدلالی( reason ) نیست و مرتبۀ بالاتری به نام عقل شهودی ( intellect ) نیز دارد که حقایق/ حقیقت هر چیز را بی واسطۀ مفاهیم نظاره میکند. به همین دلیل نزد پیشینیان، حکمت جنبۀ معنوی، الهی و فرابشری دارد. بدین معنا حکمت در مقابل دین یا وحی نبوده بلکه به اعتباری لُبّ یا باطن دین انگاشته میشود.
به همین سیاق، ویژگیهای دیدگاه مدرن را میتوان به صورت زیر برشمرد:
1- اومانیسم یا انسان محوری: در جهان بینی مدرن، همه چیز از انسان آغاز میگردد و در نسبت با او تبیین میشود.
2- طبیعت به مثابه امر محسوس: در جهانبینی مدرن طبیعت تنها از دیدگاه کمّی و بنابراین محاسبه پذیر نگریسته میشود که هیچ اشارهای به عوالم بالاتر از خود ندارد و اصولا وجود عوالم فوق طبیعت موضوعیتی ندارد. (رجوع شود به شماره بعدی)
3- تقلیل مراتب وجود: در جهان بینی این دوره، نظام سلسله مراتبی عالم به دو مرتبۀ پایینی آن یعنی مرتبۀ جسم و نفس محدود میشود. مرتبة الهی یا انکار میشود یا حضورش بسیار کمرنگ میشود. ضمن این که در برخی دیدگاههای مدرن، وجود مرتبه نفسانی هم انکار میگردد.
4- تقلیل مراتب شناخت: در این دوره انسان تنها با عقل استدلالی اش تعریف میشود. علوم طبیعی جدید نشان داد که طبیعت تابع عقل انسان (عقل علمی- ریاضی جدید، عقل استدلالی) است و بحث از مراتب بالاتر عقل، به کلی منتفی میشود.
با توجه به این ویژگیها روشن است که فلسفۀ جدید فلسفه ای کاملاً بشری و بنابراین غالباً در مقابل دین است.
* محورهای اصلی این مقایسه برگرفته از نوشتاری از یکی از دوستان و همکاران است.